X
تبلیغات
***عشقولانه***

***عشقولانه***

سال نو مبارک....

اسمان همچو صفحه ی دل من

روشن از جلوه های مهتاب است

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوشتر از خواب است


خیره بر سایه های وحشی بید

میخزم در سکوت بستر خویش

باز دنبال نغمه ای دلخواه

مینهم سر به روی دفتر خویش


تن صدها ترانه میرقصد

در بلور ظریف اوایم

لذتی ناشناس و رویا رنگ

میدود همچو خون به رگهایم....

(فروغ فرخزاد)


عید همگیتون مباااااااااااررکککککککککک


ایشالا که سال خوبی براتون باشه ;)

[ جمعه دوم فروردین 1392 ] [ 0:0 ] [ نادیا ] [ ]

سلام....


خیلی ناراحتم...و خیلی متاسف واسه اونیکه با اسم و ادرس من واسه شما ها نظر داده...


من یه مدت نبودم

همونجور که گفته بودم بخاطر امتحانا نیومدم

بعد از امتحانا یه هفته با مدرسه و دوستام رفتم مشهد

و بعدش که برگشتم درگیر درسای عقب مونده بودم...

وقتی فهمیدم کسی با اسم من بهتون چرت و پرت گفته خیلی تعجب کردم!

نمیدونم دقیقا چه چیزایی گفته ولی از نظراتتون فهمیدم که واقعا هرچی بوده اراجیف بوده!!!

اونایی که منو میشناسن میدونن من هیچوقت اینجوری حرف نمیزنم...

و کسایی که نمیشناسن بدونن اونیکه این نظرارو داده من نبودم

BE KHODA MAN NABOODAM

:(


از کساییکه این مدت نظر دادن ممنونم...


[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 22:27 ] [ نادیا ] [ ]

شرمنده ام...

سلام دوستای خوبم...


شرمنده ی معرفتتونم...ببخشید یه مدته دیر به دیر میام


حقیقتش درسام سخت شده و نمره هامم خوب نیست

یعنی اون چیزی که من میخواستم نیست...

از صبح تا بعداز ظهرهم مدرسه ام

:((

با این حال سعی خودمو میکنم که به همتون سر بزنم...

فعلا :(


[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 18:37 ] [ نادیا ] [ ]

 

  شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر

  شخصیت من چیزیه که من هستم

  اما برخورد من بستگی داره به این که تـــو کی هستی !!!

  ------------------

  روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت
 
  هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت

  چشمه ي سادگي از لطف زمين مي جوشيد

  خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت

  --------------------

  وقتی كه به دنیا آمدی، تو گریه می كردیو اطرافیانت لبخند به لب داشتند

  آنگونه باش كه در پایان زندگی

  تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری

  و اطرافیانت گریه می كنند

  ---------------------

  به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد

   به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد

  و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد...

[ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 0:27 ] [ نادیا ] [ ]

"داستـان خلقـت زن..."

   وقتی یک خانم سوالی از شما میپرسد

  بهتر است حقیقت را به او بگویید

چون احتمالا به این دلیل سوال را میپرسد که

جوابش را از قبل میداند

------------------------------------------------------------

"داستـان خلقـت زن..."
  از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.
  فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی
  می‌فرمایید؟"

  خداوند پاسخ داد:
  دستور کار او را دیده‌ای‌؟

  باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی
  باشند.
  باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
  دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
  "بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."
  فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
  "این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش
  بفرمایید."
  خداوند گفت : نمی شود!!
  چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
  از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،
  یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد."
  فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
  "اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی."
  بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.
  تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد."
  فرشته پرسید :
  "فکر هم می‌تواند بکند؟"
  خداوند پاسخ داد :
  "نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد."
  آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
  فرشته پرسید : اشک دیگر برای چیست؟"
 
  اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد،
  نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش."
  فرشته متاثر شد:"شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند."
  زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.
  همواره بچه‌ها را به دندان می‌کشند.
  سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.
  بار زندگی را به دوش می‌کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند.
  وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.
  برای آنچه باور دارند می‌جنگند.
  در مقابل بی‌عدالتی می‌ایستند.
  وقتی مطمئن‌اند راه حل دیگری وجود دارد، نه را نمی‌پذیرند.
  بدون قید و شرط دوست می‌دارند.
  وقتی بچه‌هایشان به موفقیتی دست پیدا می‌کنند گریه می‌کنند.
  وقتی می‌بینند همه از پا افتاده‌اند، قوی و پابرجا می‌مانند.
  آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
  قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد.
  زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن و بوسیدن می‌تواند هر دل       شکسته‌ای را التیام بخشد.
کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
  آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند.
  زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
  خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!"
  فرشته پرسید: "چه عیبی؟"
  خداوند گفت:


  "قدر خودش را نمی داند . . ."
[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 17:32 ] [ نادیا ] [ ]

...

 

- مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند

اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست...

 

- رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است

 

- کسی که از هیچ کس خوشش نمی آید،بدبخت تر از کسی است که هیچ کس دوستش ندارد

 

- اشتباه را تصحیح نکردن،خود اشتباه دیگری است

 

- مشکلات فرصتهایی هستند که به شما داده شده اند تا بتوانید

جوهر وجود خود را بروز دهید و حداکثر تلاش خود را بکنید

 

- دنیا آنقدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست

به جای آنکه جای کسی را بگیرید،تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید

 

- وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم یک دوست واقعی باشد

 

- ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده ،
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده ،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه ،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد ،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جامانده ،
ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، می داند...

[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 ] [ 13:35 ] [ نادیا ] [ ]

سلاااااااااااااااااااممممممممم خوبین همگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من برگشتم

خیلی ممنوووووووووون از نظراتون

ببخشید دیگه این سری مسافرتمون طولانی شد

[ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 ] [ 13:8 ] [ نادیا ] [ ]

...

  روزی مجنون از سجاده شخصی عبور کرد

  مرد نماز را شکست و گفت : مردک! در حال راز و نیاز با خدا بودم

  تو چگونه این رشته را بریدی ؟؟؟

  مجنون لبخندی زد و گفت : عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم

  چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟!!

 

-------------------------------------------

  دوستان گرامی امیدوارم حالتون خوب باشه

  ما نصف شب میریم مسافرت

  جاتون خالی

  خلاصه چندروزی نیستم

  عید رو هم پیش پیش تبریک میگم

  فعلا

[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 19:50 ] [ نادیا ] [ ]

آیا میدانستید..؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 نوزاد انسان بیش از 300 استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می خورند

  تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می دهد

  لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض می شود

  خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود

  موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابودمی سازند

  چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است

  موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند

  خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها می گردد

  برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب درخت قرار دهید

  یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود2200 سم كافی برای كشتن انسان را دارد

  دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است

  اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند

  این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش می ترسد

  اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی شود

  نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود

  لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع 4 كیلومتری می باشند

  مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن می گویند

  افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند

  شكلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شكلات میتوان یك سگ را کشت

  یک قطره لیكور عقرب را دیوانه می كند و عقرب خودش را نیش می زند و می كشد

  مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد

  درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد

  زنبور عسل ۵ چشم دارد كه ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد

  20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد

  وقتی به خورشید نگاه می کنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید

  فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشکیل شده است

  در زبان عربی برای کلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد

  اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر می شود

  قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است ...

  به نظرم جالب بود

[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 12:54 ] [ نادیا ] [ ]

....

  دنبال نگاه ها نرو چون ممکنه فریبت بدن

  دنبال ثروت نرو چون حتی ثروت هم یه روزی ناپدید میشه

  دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی

  چون فقط یه لبخنده که میتونه باعث شه یه روز خیلی تاریک

  یه روز روشن بنظر بیاد....

 

---------------------------------------------

 

  خواستی بدانی چقدر ثروتمندی پولهایت را نشمار

  قطره ای اشک بریز

  و دستهایی را که برای پاک کردن اشکهایت میایند بشمار

  اینست ثروت واقعی

  (کوروش کبیر)

 

 

[ سه شنبه دهم مرداد 1391 ] [ 16:6 ] [ نادیا ] [ ]

بالاخره برگشتم

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه

امروز بعد یه قرنی نتم وصل شد...

شرمنده این مدت جوابتونو ندادم

خیلی ممنون ازینکه بیادم بودین

از امشب میام بهتون سر میزنم

[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 ] [ 20:58 ] [ نادیا ] [ ]

سلااااااااااام دوستان گرامی

امیدوارم حالتون خوب باشه

امتحانا تموم شده و نتیجه تقریبا خوبی گرفتم

اما متاسفانه نتم قطع شده و الان تو کافینتم

خلاصه ممنون از اینکه واسم نظر گذاشتین

هر موقع نتم وصل شد میام بهتون سر میزنم

[ سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ] [ 17:46 ] [ نادیا ] [ ]

امتحااااااااااااااااااااااااان....

سلااااااااام با عرض شرمندگی و پوزش فراوان...

میخواستم بگم واسه یه مدت باید منو ببخشید اخه امتحانامون شروع شده و نمیتونم بیام نت

سعی میکنم حتما بیام ولی اگه نشد ازم دلخور نشین

کساییکه دانش اموزن میتونن منو درک کنن

محتاج دعا هستیم مارو فراموش نکنین....

منم امیدوارم هرکس که امتحان داره نتیجه دلخواهشو بگیره

با تشکر

تا بعد...

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:23 ] [ نادیا ] [ ]

گاه می اندیشیم ...چندان هم مهم نیست

اگر هیچ از دنیا نداشته باشیم

همین ما را بس که کوچه ای داشته باشیم و باران....

و انسانهایی در زندگیمان باشند که

زلال تر از باران هستند...

 

-----------------------------

ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج دریا را نمیشنوند

عجب تلخ است قصه ی عادت....

 

-----------------------------

دکتر شریعتی : دیشب که نمیدانستم

به کدامیک از دردهایم بگریم

کلی خندیدم...

(حکایت منه ها)

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 20:31 ] [ نادیا ] [ ]

سلام اومدم بگم فردا صبح میریم مسافرت

تا چند روز نیستیم و نمیتونم بیام نت ...

بعد تعطیلات میایم...خلاصه اگه یکم دیر جواب نظرتونو دادم دلخور نشین

جای همتون خالی

فعلا خداحافظ

[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 21:51 ] [ نادیا ] [ ]

عیدتون مباااااااااارک...

  سلاااااااااااااااااامممممممممممم....خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟

  ببخشید که یکم دیر شد بگم....

  ساااااااااال نو مباااااااااااااررررررررررککککککککک....

  ایشالا که سال خوبی باشه واستون...

  پر از شادی و موفقیت و سربلندی و سلامتی

  و دور از غم و رنج و سختی

  از خدا میخوام به هرچی میخواین و صلاحتونه برسین...

  آمین...

[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 17:56 ] [ نادیا ] [ ]

تولدم مبارک.....

  سلاااااااااااااااامممممممم....خوبین دوستای بی معرفت؟؟؟؟؟؟؟

  دیروز تولدم بوداااااا...اما یادتون نبود....اشکال نداره

  فقط میخواستم از یه نفر که هم اینجا و هم تو وبلاگ خودش

  بهم تبریک گفت تشکر کنم....

  اقا حسین خییییییییییلی ممنون ازینکه اینهمه نسبت به من لطف دارین

  ممنونم ازتون خوشحالم کردین

  از دست بقیه ناراحت  نیستما بگذریم...

  دیگه داره عید میشه و همه در حال خرید و خونه تکونی هستن...

  امیدوارم به جای اینکه به زیبایی های ظاهریتون توجه کنین

  یکم هم به درونتون فکر کنین

  سعی کنین همینطور که سال عوض میشه درونتون رو هم تغییر بدین

  حتی اگه این تغییر خیلی جزئی باشه...

  سعی کنین کمتر از همدیگه ناراحت بشین تا دوستیاتون پابرجا بمونه

   همدیگه رو حلال کنین....منم همینطور

  سر سفره سال تحویل یاد ماهم باشین....

  برای تک تکتون بهترین ارزوها رو دارم

  فعلا...

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 21:11 ] [ نادیا ] [ ]

...

   ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم

   شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم

   در عشق که او جان و دل و دیدۀ ماست

   جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم 

   .

   .

   اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی

   آهسته رد شو

   غم را با هزار بدبختی خوابانده ام  

   .

   .

   گاه این نازک دلم ، یاد رویت میکند

   گاه با دیدار گل ، یاد بویت میکند

   گاه با دلواپسی ، در کنار پنجره 

   از هزاران قاصدک پرس و جویت میکند 

  .

  .

  زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم

  آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم . . .

 

 

   

 

 

 

[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 18:49 ] [ نادیا ] [ ]

...

  گاهی وقتها فکر می کردم که همیشه پایان، آدم را به سمت یک آغاز می کشاند ...

  اما وقتی دلم شکست، وقتی صدای شکستن دلم را شنیدم ...

  و تا چشم گشودم دیدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته های آیینه آینده روشن..

  وقتی دیدم چگونه پا روی دلم گذاشتی، از اوجِ غرور به قعر دلتنگی سقوط کردم ... 

  وقتی که بوی خاک خیس و سرمای لطیف، که از درز پنجره سکوتم

  گونه دلم را نوازش می داد و دل سنگی احساسم با اولین بارش غربت شکست ...

  باور کردم که همیشه یک پایان انسان را سمت آغازی دیگر نمی کشاند ...

  گاهی باید پایان را آموخت اما بی آغازی دیگر ...

  گاهی باید در پایان زندگی کرد و از پشت پنجره پایان به خاطرات گذشته نگریست ...

  گاهی باید پشت حصار حسرت در خاطرات غرق شویم...

  باید پشت پرچین تنهایی نشست و غبار دل را با اشک شست ...

  و باور کرد ... پایان را، بی آغازی دیگر ...!!

[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 16:49 ] [ نادیا ] [ ]

  گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

  بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

  گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

  گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

  پرواز عجب عادت خوبیست

  ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

  گفتی که کمی فکر خودم باشم

  وآن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست

  رفتی تو خدا پشت و پناهت

  به سلامت بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست ...
 
                 

 
  سلااااااااام سلاااام سلام...
 
  خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
  ممنون بابت اینکه واسم ارزوی موفقیت کردین
 
  منم دعا کردم همیشه موفق باشین...
 
  امتحانارو بد ندادم ولی اونجور که دلم میخواست نتونستم
 
  نتیجه بگیرم
 
  خلاصه خییییییییلی خیییییلی ممنون
 
  چند روز دیگه کارنامه میدن...خیییلی استرس دارم
 
  راستی میخوام یکم وبلاگو تغییر بدم
 
  خوشحال میشم نظرتونو بدونم...
 
    فعلا....
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 14:0 ] [ نادیا ] [ ]

تسلیت

  سلااااااااااام خوبیییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟

  فرا رسیدن ماه امتحانارو تسلیت میگم...

  دعا کنین امتحانامو خوب بدم

  منم واستون ارزوی موفقیت دارم...

  شاید این مدت دیر به دیر بیام

  ولی بالاخره میام

  دوووووووستون دااااااااارم

  فعلا خداحافظ

[ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 13:56 ] [ نادیا ] [ ]

سلام دوستای خوبم
فرا رسیدنه ماه محرمو تسلیت میگم
امیدوارم دلتون همیشه یاد امام حسین (ع)باشه
نه فقط تو این ۱۰روز...
جمله های زیرو بخونین قشنگن...
 
سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
.
.
.
سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه
.
.
 سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست
.
.
.
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن
.
.
.
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیست خودشون کجا درد دل میکنن
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچش
کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره
.
.
.
سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن  . . .
.
.
.
به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند
و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . .
.
.
.
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .
.
.
.
به سلامتی همه باباهایی که
رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه !
.
.
.
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری
ولی دیگه مال تو نیست . . .
.
.
.
سلامتی مادر
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد
اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .
.
.
.
به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن….!
.
.
.
 به سلامتی بیل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه . . .
.
.
.
 به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره
.
.
.
به سلامتی حلقه های زنجیر
که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن . . .
.
.
.
گل آفتابگردان را گفتند:
چراشبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .
.
.
.
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوس دارن . . .
.
.
.
بسلامتی اون دختری که حاضر زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه
.
.
.
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم  . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه
ولی واسه این که دلت رو نشکنه
میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم . . .
.
.
.
به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .
.
.
.
به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که
چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه
چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .
.
.
.
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
.
.
.
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطره غروب پاییزه . . .
.
.
.
به سلامتی با ارزش ترین پول دنیا “تومن”
چون هم تو هستی توش، هم من . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون
هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
.
.
.
سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
.
.
.
بسلامتیه اون پسری که خواست آدم بشه
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت
همیشه پای یک زن در میان است !
.
.
.

به سلامتی دوست خوبی که

مثل خط سفید وسط جاده است

تکه تکه میشه

ولی بازم پا به پات میاد
.
 
.
 
.
 
 
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده
                        
                     و در آخر به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:
 
قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 17:24 ] [ نادیا ] [ ]

   امروز که آینه جوابش سنگ است 

    در ذهن زمانه عشق هم بی رنگ است

    هر کس که نداند تو خودت می دانی

    آری به خدا دلم برایت تنگ است . . .

 


 

    بی هیچ دلیلی “دوستت دارم”

   تا نقض کنم قانونی را که هنوز دلیل می طلبد . . .



 

     ای نشسته درخیال من، فراموشم مکن

    با فراموشی و تنهایی، هم آغوشم مکن

    زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن

     زنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکن...


[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 0:56 ] [ نادیا ] [ ]

  کاش میشد زندگی همیشه با هم بودن بود


  در کنار هم ، با هم ، میساختیم رویای شیرینی که همیشه در سر داشتیم


  تو میگفتی از آرزوهایت ، من مینشستم به پای حرفهایت


  حس همیشگی من ، همان احساس قلبی تو است


  لحظه های ناب من در اعماق قلب مهربان تو است


  ساده تر مینویسم ، ساده تر حرف دلم را به تو میگویم تا لحظه هایمان نیز

 

  صاف وساده بگذرد


  بیش از هر چیز بودنت مرا آرام میکند، وقتی نگاهم میکنی چشمهایت مرا

  خوشحال میکند


  کاش میشد زندگی همیشه اینگونه بود، نه درد دوری ، نه بی قراری و انتظار

 

  هر زمان نیستی در کنارم، به شنیدن صدایت نیز قانعم، اگر روزی نشنوم صدای


  گرمت را،احساس بودنت در قلبم همیشه می تابد


  می تابد و لحظه هایم را گرم میکند، گاهی دستانم هوس موهای نرمت را میکند


  تا تو را نوازش کنم ، تا از قلبت خواهش کنم ، که همیشه با من بماند

  

  بماند و بخواند آواز همیشه ماندن را


  کاش میشد زندگی همیشه با هم بودن بود


  کاش میشد در کنار هم ، با هم ،به سادگی میگذشتیم از پلهای انتظار…


  من و تو با هم یکی شده ایم ، من و تو دو عاشقی شده ایم که به زندگی خواهیم


  گفت همیشه با همیم...!

[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 22:33 ] [ نادیا ] [ ]

دلتنگی...

  دلتنگی آمده تا بگوید به یادت هستم
 
  اشکهایم جاری شده تا بگویم خیلی دوستت دارم
 
 حس و حال مرا خودت میدانی ، آنچه که قلب مرا به
این روز انداخته را  خودت

  میدانی


  تو خودت میدانی چقدر برایم عزیزی ، خودت میدانی و اینگونه مثل من به عشق

  دیدنم مینشینی


  در لحظه دیدارمان چه عاشقانه نگاه میکردی به چشمانم


  وقتی فکر میکنم به آن لحظه نفس میگیرد این قلب خسته ام


  وقتی فکر میکنم به تو را داشتن،با خود میگویم ای کاش که زودتر
 
  تو را داشتم


  تو مرواریدی هستی پنهان در اعماق قلب زندگی ام


  که زیبا کردی با حضورت زندگی مرا ، عاشقانه کرده ای
 
  صحنه بی پایان لحظه های تو را داشتن را


  دلتنگی آمده تا بگوید همیشه در قلب منی


  عشق تو در دلم غوغا کرده تا بگویم تا ابد مال منی


  ناز نگاه تو ، هنوز برق نگاه زیبایت نرفته از روبروی چشمهایم


  هنوز گرمی دستهایت ،گرم نگه داشته دستهایم را


  هنوز احساس میکنم در کنارمی با اینکه تو آنجا مثل من به انتظار آمدن

  دوباره منی!


  نفسهایم آمده تا بگوید به عشق تو است که زنده ام


  احساسم آمده تا بگوید به عشق تو است که این شعر عاشقانه را
 
  برایت نوشته ام…

[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 22:26 ] [ نادیا ] [ ]

اون روی زندگی...

 

گاهی وقتا زندگی به اون قشنگی که فکر میکنیم نیست...

 

وقتی خوشی واسمون از در و دیوار میباره

 

غم یه گوشه نشسته و داره به حماقت ما میخنده

 

که با چه چیزایی خوشیم...

 

وقتی میخوایم باور کنیم که خوشبختیم

 

زندگی اون روی تلخشوبهمون نشون میده...

 

اون رویی که فقط دوری و جدایی و فاصله معنی شه....



 

[ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 ] [ 18:3 ] [ نادیا ] [ ]

می روم از رفتن من شاد باش...

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این درد آشنا دیوانه است

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من میشوی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخورد های سرد را

می رسد روزی که بی من سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی....

[ یکشنبه هفدهم مهر 1390 ] [ 18:53 ] [ نادیا ] [ ]

روز دخملا مباااااااااارک

 سلام خووووووفین؟؟؟؟

 اومدم به این پسره بگم انقد نگو من بی معرفتم

 اولا از وقتی مدرسه ها شروع شده کمتر میام

 دوما چندبار خواستم واست نظر بذارم اما گفت

  امکان ارسال نظر برای شما مقدور نمیباشد!!!

 پس دیگه تقصیر من نیستا...

 من سعی کردم تا جایی که وقت داشتم به همه دخترایی که میشناختم

 روز دخترو تبریک بگم اما اگه کسایی  از قلم افتادن همینجا میگم

 روزتون مبااااااااارک دخملای گل

 میگن : خداوند لبخند زد و از لبخندش دختر افریده شد...

 پس به دختر بودنتون افتخار کنید

 سال تحصیلی جدیدم مبارک خوب درس بخونین

 برای من که خیلی سخته هیچی نگفتن دارن درس میپرسن!!!

 راستی من اپ میکنم به کسی خبر نمیدم امیدوارم خودتون

 بامعرفت باشین سر بزنین

 موفق باشین فعلا بای دوستای خوبم

 

 

[ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 21:10 ] [ نادیا ] [ ]

من دیگر آن نبودم و او دیگر آن نبود....

چشمان من به دیده او خیره مانده بود  

                                          

                                          جوشید یاد عشق کهن در نگاه ما

 

 آه از آن صفای خدایی زبان دل

                                         

                                          اشکی از آن نگاه نخستین گواه ما

 

ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید

                                         

                                          آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم

 

آنگاه سر بر دامن آن سنگدل گذاشت

                                         

                                          آهی کشید از حسرت که این منم

 

باز آن لهیب شوق و همان شور و التهاب

                                          

                                          باز آن سرود مهر و محبت

 

ولی چه سود ...

                                        

                                         ما هرکدام رفته به دنبال سرنوشت

 

من دیگر آن نبودم و او دیگر آن نبود....

[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 18:38 ] [ نادیا ] [ ]

پیوند همیشگی .....

بگذار عشق آتشین ما هم ضامن عهد پایدار دلهای حساس

و رنج دیده ی ما باشد و هیچ قوه ای حتی سرنوشت نتواند

گره مستحکم آن را که با قدرت آتشین محبت و صفا

به هم حلقه شده است از هم جدا کند ...

 


دلبرم در مذهب ما بی وفایی کار نیست

شمع اگر عاشق نباشد تا صبح بیدار نیست........

 

[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 16:47 ] [ نادیا ] [ ]